محمد يوسف حريرى

173

فرهنگ اصطلاحات قرآنى ( فارسى )

علت سر باز زدن از دين عمومى يهود مرتد مىخواندند و به تدريج لفظ سامرى به معنى مرتد مشهور شد و لذا قرآن شخصى را كه گوساله ساخته به لقب سامرى ( كه در آن زمان در يهود مرادف با مرتد اطلاق مىشد ) ملقب كرد . برخى ديگر گويند سامرى منسوب است به شمرون ( فرزند يشاكر چهارمين فرزند حضرت يعقوب عليه السّلام ) و الفاظ عبرى چون معرب شوند حرف « ش » به حرف « س » تبديل مىگردد . و در اين كه گوساله چگونه به صدا در آمد برخى گويند كه سامرى به كيميا واقف بود و بعضى گويند سامرى مقدارى از خاك زير پاى اسب جبرئيل را ( به هنگام كشاندن اسب فرعون به دنبال خود به دريا ) برداشت و درون گوساله ريخت و در اثر آن خاك مجسّمه به صدا در آمد . كيفر « لامساس » به نقلى محروم شدن از معاشرت و تماس با مردم و اخراج از خانواده يا شهر بود . به قولى نفرينى بود در حق او كه در اثر آن به مرض عقام مبتلا شد به طورى كه هر كه به وى نزديك مىشد به شدّت تب مىگرفت . به گفته‌اى به وسواس مبتلا گرديد و از هركس وحشت مىكرد و مىگريخت و فرياد ميزد لامساس يعنى لمس مكن ( اعلام قرآان - و . . . ) ساهره ( ه ر ) فَإِذا هُمْ بِالسَّاهِرَةِ ( نازعات - 14 ) به عرصهء محشر ( به زمين قيامت ) اطلاق شده . ( تفسير نمونه - طراز المذهب ، ص 129 ) سايبه - سائبه سبا ( س ب ) 1 . نام يكى از سوره‌هاى قرآن مجيد است - سورهء سبأ 2 . لَقَدْ كانَ لِسَبَإٍ فِي مَسْكَنِهِمْ آيَةٌ جَنَّتانِ عَنْ يَمِينٍ وَ شِمالٍ ( سبأ - 15 ) قومى كه سيل پراكنده و متفرقشان نمود . به اين حادثه در سورهء سبأ طى آيات 15 الى 19 اشاره شده و معلوم مىشود كه مردم سبا در وطن خود به نعمت و آسايش زندگى مىكردند و قريه‌هايشان نزديك و مسافرتشان ايمن بود اما آنها از فرمان خدا اعراض كردند و نيز آرزوى سفرهاى دور و دراز نمودند . و بر ايشان سيل بنيان‌كن فرستاده شد و به جاى باغستان‌هاى پر نعمت باغستان‌هاى با ميوهء تلخ و شور باقى ماند و تار و مار شدند . 3 . فَقالَ أَحَطْتُ بِما لَمْ تُحِطْ بِهِ وَ جِئْتُكَ مِنْ سَبَإٍ بِنَبَإٍ ( نمل - 22 ) قومى كه زنى بر آنها حكومت مىكرد و آفتاب پرست بوده‌اند و ملكهء آنها به دربار حضرت سليمان عليه السّلام آمد . به اين حادثه در سورهء نمل ( طى آيات 22 الى 45 ) اشاره شده و معلوم مىشود كه روزى هدهد به آن حضرت خبر داد قومى را يافته كه شيطان از راه راست بازشان داشته است و عبادت خورشيد مىكنند و زنى برايشان سلطنت دارد . حضرت سليمان عليه السّلام براى ملكهء سبا ( كه بنا به قوالى نامش را بلقيس نوشته‌اند ) نامه‌اى فرستاد و او را به اطاعت دعوت نمود . ملكهء سبا هم هدايايى فرستاد اما آن حضرت قبول نفرمود و از بزرگان مملكت خواست تا تخت ملكهء سبا را حاضر كنند و يكى از علماى با خبر از كتب آسمانى ( كه به نقل برخى مفسرين نامش آصف بن برخيا بود ) در چشم بهم زدنى تخت را حاضر نمود و ملكه سبا هم براى اظهار اطاعت و پذيرش آيين توحيد به حضور آن حضرت آمد .